X
تبلیغات
رایتل
::بادوم::
صفحه نخست

تماس با بادوم

آرشیو
تعداد بازدیدکنندگان : 149096


پنج‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1386
مادرانه

وقتی فهمید برنده بزرگترین جایزه بانک شده به خانه ای مستقل فکر کرد که هم خود راحتتر باقی عمرش را آنجا بگذراند و نه دیگر مزاحم زندگی عروس و پسرش باشد.

ساعت شماری کرد تا پسر و عروسش از سر کار برگردند و او خوشحالیش را با آنها تقسیم کند. ولی وقتی آنها آمدند، با دیدن نگاه خسته و کلافه پسرش به یاد وضعیت بد مالی او افتاد. خود راسرزنش کرد که از صبح فقط به خودش فکر کرده، حال دیگر او فقط یک چیز می خواست، با آن جایزه پسرش را شاد ببیند.